تبليغاتX
صحنه به صحنه
.

بازی با آتش مخاطرات بزرگی برای ما دارد
"رابرت لیپیج" پیام روز جهانی تئاتر را ارائه کرد

رابرت ليپيچ

هر ساله در روز جهانی تئاتر یکی از هنرمندان به نام عرصه این هنر پیامی را برای جهانیان ارائه می کند. امسال به رسم همین سنت، رابرت لیپیج که از نمایشنامه نویسان، بازیگران و کارگردانان و طراحان صحنه مشهور کانادا است این مهم را به انجام رسانده. وی یکی از هنرمندان ساختارشکن در عرصه تئاتر محسوب می شود. متن زیر ترجمه فارسی از روی برگردان انگلیسی پیام روز جهانی تئاتر است که به زبان فرانسه منتشر شده است.

فرضیه هایی درباره خاستگاه تئاتر وجود دارد، اما یکی از آن ها که من آن را تفکر برانگیزترین می دانم به شکل حکایت است:
شبی، در آغاز روزگار، گروهی از انسان ها در معدنی گردهم آمدند تا دور آتش خود را گرم کنند و قصه بگویند. ناگهان یکی از آنان فکری کرد، ایستاد و از سایه خود برای به نمایش گذاشتن داستانش استفاده کرد. با به کار گیری نور شعله ها، او شخصیت ها را به ظهور رساند، بزرگتر از زندگی، بر دیوارهای معدن. عجبا، دیگران به نوبت همان کار را کردند در ترسیم قوی و ضعیف، ستمگر و ستمدیده، خدایگان و انسان.
امروزه، نور نورافکن ها جایگزین آن آتش بزرگ شده اند، و لوازم صحنه، دیوارهای معدن. و با کمال احترام به تمامی آن هایی که حساس اند، این حکایت به یاد ما می آورد که تکنولوژی آغاز تئاتر است، و اینکه نه تنها نباید به عنوان تهدید انگاشته شود بلکه به عنوان عنصری یکی کننده دیده شود.
بقای هنر تئاتر وابسته است به ظرفیت آن در پذیرایی از ابزارها و زبان جدید. چرا که چگونه تئاتر می تواند ادامه دهنده شهود پیامدهای عظیم عصر خود باشد و تفاهم بین مردم را ارتقا بخشد بدون آنکه خود روح آزادگی داشته باشد؟ چگونه می تواند به خود ببالد، برای ارائه راه حل ها ی مشکلات، و دفع نژادپرستی اگر در عمل، خود در برابر هرگونه هم بستگی و یکپارچگی مقاومت کند؟
برای نمایاندن جهان با تمام پیچیدگی های اش هنرمند می بایست اشکال و ایده های نوین را پیش کشد و به هوش تماشاگر ایمان بیاورد، کسی که توانایی دارد چهره انسانیت را در میان نمایش ابدی نور و سایه تشخیص دهد.
حقیقت دارد که بازی زیاد با آتش مخاطرات بزرگی برای ما دارد، اما فرصتی نیز پیش می آورد: ما خود را می سوزانیم، اما در عین حال آگاهی و حیرانی می دهیم.

رابرت لیپیج
کبک 17 فوریه 2008

                                     
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 14:7  توسط ساسان شکوریان  | 


«اكبر رادي» درگذشت

كبر رادي

«اكبر رادي»، نمايشنامه‌نويس صبح امروز ۵ دیماه ۱۳۸۶ در بيمارستان پارس در سن 68 سالگي درگذشت.

اكبر رادي متولد 1318 از نمايشامه نويسان برجسته كشورمان بود كه به علت ابتلاي به سرطان از مدتها قبل تحت درمان بود.
از آثار اين نمايشنامه‌نويس مي‌توان به «از پشت شيشه‌ها» «مرگ در پائيز»، «آهسته با گل سرخ»، «هاملت با سالاد فصل»، «منجي در صبح نمناك»، «باغ شب‌نماي ما» ، «آميز قلمدون» اشاره كرد.
آخرين نمايشنامه‌اي كه از آثار اين نمايشنامه‌نويس به روي صحنه رفت «لبخند باشكوه آقاي گيل» به كارگرداني هادي مرزبان بود.
«عبدالمناف اصلان‌خاني»، مدير بيمارستان پارس در گفت‌وگو با فارس گفت: اكبر رادي از 29 اسفند سال گذشته به خاطر بيماري سرطان به بيمارستان پارس آمده بود و از آن تاريخ 5 بار براي شيمي‌درماني به اين بيمارستان مي‌آمد.
وي افزود: شب گذشته عروق رادي گرفته بود و او را براي شيمي‌درماني به بيمارستان آورده بودند و قرار بود به اتاق عمل ببرند ولي به اتاق عمل نرسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 11:50  توسط ساسان شکوریان  | 


       مارس هر سال براي خانواده تئاتر در جهان، رنگ و بوي ديگري دارد. اين روز كه در ايران، مصادف با هفتم فروردين ماه و تعطيلات نوروزي است، توسط سازمان جهاني يونسكو به عنوان روز جهاني تئاتر نام‌گذاري شده است. همه ساله در اين روز، پيامي ويژه از سوي يكي از شخصيت‌ها و بزرگان تئاتر جهان خطاب به خانواده تئاتر داده مي‌شود كه از اهميت فوق‌العاده‌اي هم برخوردار است.
در ايران، اهالي تئاتر ترجيح مي‌دهند مراسم روز جهاني تئاتر را پس از تعطيلات نوروز برگزار كنند. همين موضوع، باعث شد مسئله‌اي بسيار مهم كه در 27 مارس امسال رخ داد، مسكوت بماند و اهل فن، كمتر به آن بپردازند؛ پيام روز جهاني تئاتر امسال توسط امير شارجه قرائت شد!
هرچند با نگاهي به كارنامه امير شارجه، سلطان بن محمد القاسمي، مي‌توان وي را انساني فرهيخته برشمرد، ولي سؤال اين است كه ملاك سازمان جهاني يونسكو براي برگزيدن فردي كه پيام روز جهاني تئاتر را بدهد، تنها همين است؟!
دكتر سلطان بن محمد القاسمي، امير شارجه و استاد دانشگاه است و دو مدرك دكتري با گرايش تاريخ و جغرافياي سياسي خليج فارس و يك دكتري افتخاري از مؤسسه مطالعاتي آفريقا دارد. مقايسه وي با نام‌هاي نامداراني چون «اورژن يونسكو»، «ادوارد آلبي»، «پيتر بروك»، «پابلو نرودا»، «ژان كوكتو»، «آرين منوشكين»، «آرتور ميلر» و حتي «گيريش كارناد» يا «فتحيه العسال»‌، دليل لحن اعترض‌آميز اين نوشته است.
در مرور اسامي نام كه از سال 1962 تا به امروز، پيام‌هاي روز جهاني تئاتر را داده‌اند، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ملاك سازمان يونسكو يا شهرت، اعتبار و دانش شخص پيام‌دهنده در عرصه تئاتر و تأثيرگذاري او بر هنر تئاتر در سطح جهاني است. اگر كلام مجيد سرسنگي، نماينده مؤسسه بين‌المللي تئاتر يونسكو در ايران، مبني بر خدمات فرهنگي امير شارجه در سال‌هاي اخير و همچنين پايه‌گذاري جايزه سالانه فعاليت‌هاي تئاتري در دنياي عرب توسط وي را دليل و توجيه يونسكو براي انتخاب وي قلمداد كنيم، باز هم به نتيجه درست و منطقي نخواهيم رسيد.
به نظر مي‌رسد يونسكو هم مانند مؤسساتي چون «نشنال جئوگرافيك» در حال افتادن در دام زرق و برق دلارهاي كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس است. در حالي كه اين كشورها سعي دارند به زور پول نفت براي خود فرهنگ بسازند و هويت ايجاد كنند، يونسكو هم تصميم مي‌گيرد پيام روز جهاني تئاتر را اميري در كشوري كوچك در حاشيه خليج فارس قرائت كند!
ناگفته پيداست فعاليت‌هاي كشورهاي عرب منطقه در راستاي تمدن‌سازي براي خود و تصاحب جلوه‌هايي از تمدن، به ويژه تمدن ايراني، در سال‌هاي اخير شدت گرفته است. تلاش براي تغيير نام «خليج فارس» به «خليج عربي»، دست گذاشتن روي جزاير سه‌گانه ايراني و ... شاهدي بر اين مدعاست. پس تعجبي ندارد كه يونسكو به جاي كشورهايي چون ايران، عراق و سوريه كه تمدن‌هايي چندهزارساله دارند و حتي سابقه حضور تئاتر در آنها، ده سال بيش از كشوري چون امارات است، امير شارجه را براي دادن پيام روز جهاني تئاتر انتخاب كند.
به نظر مي‌رسد پس از هنرهايي چون سينما كه سال‌هاست به بهانه صنعتي بودن به پيشبرد اهداف سياسي و ملي كشورها اختصاص يافته است، تئاتر هم در خدمت اهداف ملي و سياسي برخي از كشورها درآمده كه هويت‌سازي براي اعراب، يكي از آن موارد است. اگر امير شارجه در ابتداي پيام خود، از خاطرات دوران كودكي و جواني خود در حيطه تئاتر صحبت مي‌كند، تنها و تنها مي‌خواهد تاريخچه موجود اين هنر در كشورش را عقب ببرد و به رخ بكشد. او طوري از تئاتر، كاركرد سياسي آن و محدوديت آن از سوي مسئولان كشورش در سال‌هاي گذشته سخن مي‌گويد كه انسان به ياد حضور مؤثر تئاتر در انقلاب 1986 آلمان مي‌افتد.
محمد القاسمي در اين پيام از تئاتر كشورش چنان هيبتي مي‌سازد، گويي امارات عربي متحده از سرمدان تئاتر در جهان بوده و تئاتر به طور نهادينه در آن از قرن‌ها پيش وجود داشته است.
با تمامي اين احوال، بر او خرده‌اي نيست كه پيام روز جهاني تئاتر را صادر كرده كه اگر هر انسان فرهنگي ديگري نيز بود، براي ماندگاري نام خود و ارتقاي مقام هنري كشورش، اين كار را با جان و دل انجام مي‌داد، اما مي‌توان به سازمان جهاني يونسكو اعتراض كرد كه چطور امير شارجه وارد فهرست اشخاصي مي‌شود كه همگي از نامداران عرصه فرهنگي و تئاتر هستند و در نهايت مي‌توانيم بر خودمان خرده بگيريم كه چرا با اين پيشينه فرهنگي، تمدن چند هزار ساله و تاريخ غني نمايش، هنوز در سطح كشوري چون امارات هم قرار نگرفته‌ايم تا پيام روز جهاني تئاتر را بدهيم.

+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 10:34  توسط ساسان شکوریان  | 


شيخ دكتر سلطان بن‌محمد القاسمي، امير شارجه و استاد دانشگاه :
 

در اولين روزهاي مدرسه‌ام بود كه شيفته تئاتر شدم، دنيايي سحرآميز كه مرا از آن زمان مجذوب خود كرده است. در ابتدا رويارويي‌ام با تئاتر اتفاقي بود و من تنها به آن به عنوان فعاليت‌هاي فوق برنامه‌اي نظر داشتم كه روح و ذهن را پويا مي‌كند، اما تئاتر برايم اهميت بيشتري يافت زماني كه به صورت جدي نويسندگي و بازيگري و كارگرداني‌ام را گسترش دادم. به خاطر مي‌آورم بر يك نمايش سياسي كار مي‌كردم كه در آن زمان موجب خشم مسئولان شده بود. همه چيز مصادره و تئاتر جلوي چشمان من تعطيل شد. اما روح تئاتر نمي‌توانست زير پوتين‌هاي سنگين سربازان مصلح نابود شود. آن روح جست‌وجوگر امن و عميق در درونم حلول كرد و از قدرت بيكران تئاتر مرا آگاه ساخت، از آن زمان ذات حقيقي تئاتر در وجودم رخنه كرد و من كاملاً متقاعد شدم كه تئاتر در زندگي ملت‌ها چه‌ها مي‌توان بكند، به خصوص در مواجه با كساني كه نمي‌توانند عقايد مخالف و متفاوت را تاب بياورند.
در دوران دانشجويم در قاهره قدرت و روح تئاتر ريشه و عمق ذهنم را در برگرفت. من حريصانه تقريباً هر چيزي كه درباره تئاتر نوشته مي‌شد را مي‌خواندم و سعي مي‌كردم بيشتر نمايش‌هايي كه روي صحنه بودند را ببينم.
اين آگاهي‌ها در پي توالي سال‌ها در من عميق‌تر شد زماني كه تلاش مي‌كردم تا آخرين پيشرفت‌ها را در دنياي تئاتر پيگيري كنم. چيزهايي كه من درباره تئاتر از زمان يونان قديم تا به امروز خوانده‌ام من را بيشتر از جادوي باطني تئاتر كه جهان‌هاي متفاوت آن نشان مي‌داد مطلع كرد. در اين راه است كه تئاتر به عميق‌ترين جاي پنهان شده از روح انسان دست مي‌يابد و پنهان‌ترين گنج را مي‌گشايد، آن ژرفاي كه در درون روح بشر قرار گرفته است. من ايمان غيرقابل تغييري در مورد قدرت تئاتر داشتم، اين كه تئاتر به عنوان ابزاري از وحدت مي‌تواند در ميان بشر عشق و آرامش را گسترش دهد. همچنين قدرت تئاتر امكان راه جديدي از گفت‌وگو ميان نژادهاي مختلف اقوام، رنگ‌ها و عقايد مختلف بشري را مي‌گشايد. اين به من آموخت كه ديگران را همان گونه كه هستند بپذيرم و من ذره ذره به اين باور رسيدم كه نيكي‌هاي بشري موجب وحدت و شرها و پليدي‌هايشان موجب تفرقه و نفاق مي‌گردند.
حقيقتاً كشمكش ميان خير و شر رمزي از تئاتر است و در انتها حس غالب و ذات بشر تمايل دارد به ميزان زيادي خودش را با تمام آن پاكي و فضيلت هرديف كند. جنگ‌ها كه از زمان‌هاي قديم هميشه براي بشريت رنج و محنت داشته‌اند حاصل همين غريزه شيطاني است كه نمي‌تواند زيبايي را بشناسد. تئاتر زيبايي را ارج مي‌نهد و به تنهايي مي‌تواند استدلال كند كه هيچ شكلي از هنر ظرفيت نگهداري زيبايي را، صادقانه‌تر از تئاتر ندارد. تئاتر يكي از منابع كلي در برگيرنده تمامي شكل‌هاي زيبايي است و كساني كه ارزش زيبايي را نمي‌دانند، نمي‌توانند ارزش زندگي را درك كنند.
تئاتر زندگي است هرگز چنين زماني تاكنون نبوده وقتي كه ناگزير همه ما را به جنگ‌هايي بيهوده و عقايد متفاوت تهديد كنند. ما احتياج به كنار گذاشتن و پايان دادن به اين مناظر خشونت و كشتارهاي غيرمعمول داريم. ديدن اين مناظر در دنياي امروز عادي شده است و تنها موجب تفاوت‌هاي ژرف و عميق ميان فقرا و اغنيا مي‌گردد و يا از طريق بيماري همچون ايدز چيزي كه دارد بخش‌هايي زيادي از جهان را مسحور مي‌كند و بهترين تلاش‌ها براي ريشه‌كن كردن آن را با شكست مواجه مي‌كند. اين بيماري‌ها در كنار ديگر شكل‌هايي از رنج و عذاب ناشي از كويرزايي، خشكسالي، بلا و مصيبتي هستند كه به دليل فقدان بسياري از گفت‌وگوهاي خردمندانه منتشر مي‌گردد. راهي كه مطمئناً جهان ما را به بهترين و شادترين مكان تبديل كند. آه آدم‌هاي تئاتر گويي ما در يك توفان به دام افتاده‌ايم و داريم مغلوب غبار حاصل از شك و ترديدهايمان مي‌گرديم.
وضوح كم و بيش پنهان شده است و صدايمان بلند و رسا به گوش نمي‌رسد و خشم و نفاق ما را از هم دور كرده، در حقيقت ما در عمق و ريشه وجودمان باور نداريم كه مكالمه و ارتباط مي‌تواند اتحاد و يكپارچگي را توسط شكل‌هايي از هنر همچون تئاتر گسترش دهد. بدين گونه مي‌توانيم از اين توفان رها شويم. ما بايد به كساني كه هرگز دست از تلاش براي بر هم زدن اين توفان برنداشته‌اند به چالش و رو در رويي بپردازيم ما بايد با آن‌ها مواجه شويم اما نه اين كه نابودشان كنيم اما بايد فضاي مسموم(برعليه اين جناح چپ) بسازيم تا آگاهشان نمائيم. نياز داريم كه تلاش بيشتري نمائيم تا پياممان را بشنوند و بكوشيم كه با اين ندا روح رفاقت را بياييم تا انسان‌ها و ملت‌ها به برادري‌شان پي ببرند.
ما ماندگار نيستيم اما تئاتر جاودانه است.

****

در مورد شيخ دكتر سلطان بن‌محمد القاسمي بیشتر بدانیم :

پيشينه علمي:
ليسان علوم كارشناسي مهندسي كشاورزي دانشگاه قاهره مصر. سال(1971) دكترا فلسفه با گرايش از تاريخ دانشگاه اكستر انگلستان(1985) دكترا فلسفه در جغرافياي سياسي خليج فارس دانشگاه دورهم(1999) انگلستان درجه افتخاري موسسه مطالعاتي آفريقا در سال(1977) و دريافت درجه افتخار علم حقوق از دانشگاه خرطوم سودان در سال 1985 را كسب نمود.
او افتخار دريافت نشان دكترا را از دانشگاه‌هاي متعددي داشته است. دانشگاه اكستر دانشگاه بريتانيا(در ادبيات 1985) دانشگاه فيصل آباد پنجاب پاكستان، موسسه مطالعاتي شرق، آكادمي مطالعات روسيه(در مورد تاريخ 1995) از دانشگاه دنبور دانشگاه اسلامي مالزي، دانشگاه بانك جنوب U.K و در سال 2005 از مك مستر كانادا.
موقعيت‌هاي حرفه‌اي داشته شده:
وزير آموزش و پرورش امارت متحده عربي(1972 ـ 1971)، فرمانروا شارجه(امارات متحده عرب‌ از سال 1972)، عضو هيئت عالي امارات متحده عربي(از سال 1972)، عضو افتخاري مركز خاورميانه مطالعات اسلامي دانشگاه دورهم بريتانيا(از سال 1992)، رئيس دانشگاه شارجه(از سال 1997)، رئيس دانشگاه آمريكايي شارجه(از سال 1997)، رئيس افتخاري شهر شارجه براي خدمات بشر دوستانه(از سال 1998)، ملاقات پرفسور دانشگاه اكستر(1998)، رئيس هيئت افتخاري دانشگاه جهاني خدمات(1998)، پرفسور تاريخ نوين از خليج(فارس)، دانشگاهي از شارجه(از سال 1999)، رئيس افتخاري از انجمن مصريان براي مطالعات تاريخي از سال(2001).
امتيازات:
جايزه از موسسه تحقيقاتي تاريخ اسلامي، فرهنگ و هنر(استانبول) در انجمن كه توسط نشست اسلامي براي پاسداري از فرهنگ گذشتگان و تشويق به تعليم و تربيت سازمان‌دهي شده. يك نشان از آموزش و پرورش علمي اسلامي و سازمان فرهنگي(ISESCO)، جايزه براي اسلامي و مسلمين در سال 2002 و مدال طلا براي فرهنگ عرب از سوي انجمن عرب براي آموزش فرهنگ و علوم.
نشان فرانسه براي هنرها و ادبيات و نشان لژيون ايفاي تعهد در سال 2003 دريافت نمود. همچنين در سال 2003 مدال براي فعاليت حقوق بشر از يونسكو و براي حمايت از كودكان، مدارس و مطالعات دريافت نمود. او مهمان عاليقدر براي دهمين جشنواره فرهنگي ال قرين كويت در سال 2004 بود.
در سال 2004 در شناخت از حمايتش براي اين فرمان مهم در سال 1888 براي منتشر كردن دانش‌هاي جغرافيايي و ترويج تحقيق و كنكاش كسب نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 13:58  توسط ساسان شکوریان  | 


تنها بنفشه می داند

چه آوازی بر لب دارد بهار !

 

سال نو به تمامی دوستان عزیز مبارک باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 19:59  توسط ساسان شکوریان  | 


بالاخره بعد از گذشت ۸ ماه و ۲۷ روز یخ این وبلاگ شکسته شد و تصمیم گرفتم که باز هم کیبورد فرسایی کنم .

                                               

در این مدت مسائل زیادی اتفاق افتاد و بر آن شدم تا این پل ارتباطی با دوستان عزیز را از دست ندهم.

پس امیدوارم که مثل گذشته با هم باشیم و من بتوانم از تجربیات تمامی شما عزیزان استفاده کنم .

در این مدت متاسفانه تئاتر بهبهان دارای رکود بسیار بدی شد به طوری که در یکسال گذشته فقط ۱

نمایش اجرای نمایش داشتیم و یک نمایش هم برای جشنواره استانی شرکت کرد که پذیرفته نشد .

حال بعد از کلی صحبت و بحث و جدل بالاخره انتخابات انجمن نمایش را برگزار کردیم که در این انتخابات

هادی شجاعی به عنوان رئیس هیئت مدیره - ساسان شکوریان به عنوان نایب رئیس هیئت مدیره  -

سید اسماعیل سخایی به عنوان خزانه دار و احمد پور شعبان و مهدی شجاعی به عنوان اعضائ هیئت

مدیره انتخاب شدند .

                                           

+ نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت 20:41  توسط ساسان شکوریان  | 


 

 

وز جهاني تئاتر
زنگ تئاتر در برخي از مدارس تهران و شهرستان‌ها به صدا در آمد
”محمد خزاعي” مسئول شوراي هماهنگي و برنامه‌ريزي هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر در گفت‌وگو با سايت ايران تئاتر، با اعلام اين خبر گفت:«با هماهنگي شوراي هماهنگي و برنامه‌ريزي هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر و به ابتكار برخي از مدارس در تهران و شهرستان‌ها زنگ تئاتر به صدا درآمد و سپس دانش‌آموزان به اجراي نمايش دانش آموزي در مراسم صبحگاه پرداختند. »
وي در ادامه گفت: همچنين برخي از مربيان درباره نقش تئاتر در مدارس و اهميت آن در شكل گيري شخصيت دانش آموزان صحبت كردند.
وي در ادامه افزود:«در برخي از مدارس تهران و شهرستان‌ها نيز از دانش آموزان فعال در حوزه تئاتر در سال گذشته تقدير به عمل آمد.»
خزاعي در ارتباط با اهميت تئاتر در مدارس گفت:«هنر نمايش به دليل گروهي بودن اين امكان را براي بچه‌ها فراهم مي‌كند كه از آغاز كودكي بتوانند در فعاليت‌هاي جمعي شركت داشته باشند و از سوي ديگر اين نوع ارتباط گرفتن باعث مي‌شود كه به راحتي بتواند با ديگران ديالوگ برقرار كند.»
وي در ادامه درباره كاربرد روانشناسانه تئاتر در مدارس گفت:« هنر نمايشي به لحاظ روانشناسي نيز تاثير غير مستقيم براي غلبه بر برخي از عقده‌ها و كمبودهاي دروني خواهد داشت. مثلاً براي غلبه بر كمرويي و خجالت زدگي تئاتر چنين امكاني را باي كودكان فراهم مي‌كند تا در حضور جمع اظهار نظر كنند.»
مشاور مدير كل هنرهاي نمايشي با تاكيد بر اهميت تدريس تئاتر در مدارس افزود:«هنر نمايش مي‌تواند يك شيوه آموزشي قوي براي درك بسياري از مفاهيم است. اگر تاريخ، رياضي و علوم و ديگر دروس با تكنيك‌هاي نمايشي براي كودكان و نوجوانان تدريس شود، آن‌ها راحت‌تر در هضم اطلاعات و تحليل‌ها كوشا خواهند شد.»
خزاعي با اشاره به آن كه هنر تئاتر ريشه در آئين‌هاي مذهبي دارد، گفت:«اين هنر مي‌تواند شيوه‌اي كاربردي براي رجوع به آئين‌ها و مناسك مذهبي باشد. اگر دانش آموزان با مفهوم و كاربرد تئاتر به شكل اصولي و علمي آشنا شوند، در برگزاري مراسم ديني و آيين‌هاي مذهبي نيز به خوبي وارد عمل مي‌شوند.»
وي در پايان ضمن اظهار اميدواري از حضور موثرتر تئاتر در مدارس تصريح كرد:«اميدواريم تئاتر به صورت يك كتاب درسي در مدارس كشور تدريس شود.»

توزيع 10 هزار كارت تبريك به مناسبت هفته گراميداشت روز جهاني تئاتر
روز گذشته 10 هزار كارت تبريك ويژه روز جهاني تئاتر ميان مردم تهران توزيع شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، به مناسبت هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر كه از 9 تا 16 ارديبهشت ماه 85 در تهران و شهرستان‌ها برگزار مي‌شود از سوي مركز هنرهاي نمايشي ده هزار كارت تبريك با نقش پوستر اين جشن و متن”روز جهاني تئاتر گرامي باد” در نقاط مختلف شهر تهران و ميان شهروندان تهراني توزيع شد. دارندگان اين كارت با ارائه آن مي‌توانند از نمايش‌هاي در حال اجراي مجموعه تئاترشهر در روز يكشنبه 10 ارديبهشت به صورت رايگان ديدن كنند.
همچنين روزهاي يكشنبه تا جمعه(10 تا 15 ارديبهشت) نيز با همراه داشتن اين كارت از 50 درصد تخفيف ويژه برخوردار خواهند شد.

ديدار رايگان اهالي تئاتر از نمايش‌هاي مجموعه تئاتر شهر
در هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر نمايش‌هاي مجموعه تئاترشهر به طور رايگان براي اهالي تئاتر اجرا مي‌شوند.
به گزارش سايت ايران تئاتر، تمامي اعضاي انجمن نمايش، اعضاي خانه تئاتر، منتقدان، خبرنگاران و دانشجويان تئاتر در هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر مي‌توانند به صورت رايگان از نمايش‌هاي در حال اجراي مجموعه تئاترشهر ديدن كنند.
گفتني است هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر از 9 تا 16 ارديبهشت 85 و با همكاري مركز هنرهاي نمايشي سازمان فرهنگي هنري شهرداري، حوزه هنري، انجمن نمايش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، گروه‌هاي آموزشي تئاتر دانشگاه‌هاي تهران، خانه هنرمندان ايران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و خانه تئاتر در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

اجراي 55 نمايش صحنه‌اي و 210 نمايش خياباني در هفته گراميداشت روز جهاني تئاتر
در هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر، 55 نمايش صحنه‌اي و 210 نمايش خياباني اجرا مي‌شوند.
به گزارش سايت ايران تئاتر، با آغاز هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر بالغ بر 210 نمايش خياباني و 55 نمايش صحنه‌اي در سراسر كشور به معرض ديد عموم گذاشته مي‌شوند. به جز اين، برگزاري سمينارها و جلسات نمايشنامه‌خواني از ديگر برنامه‌هاي اين هفته خواهد بود.
گفتني است اين و اجراها در مجموعه تئاترشهر، فرهنگسراهاي شهر تهران، مركز توليد تئاتر كانون پرورش فكري كودك و نوجوانان، حوزه هنري، دانشگاه تهران و صدا و سيما ميزبان تماشاگران خواهند بود.
هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر از امروز نهم يك هفته همزمان در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

انتشار شماره جديد ماهنامه مجله نمايش همزمان با هفته گراميداشت روز جهاني تئاتر
دوره جديد مجله نمايش در قالب شماره‌هاي 79 و 80 همزمان با هفته گراميداتش روز جهاني تئاتر منتشر شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، شماره جديد مجله نمايش(نشريه تخصصي تئاتر) شامل پيام روز جهاني تئاتر، معرفي ستاد برگزاري هفته گراميداشت تئاتر و پيام ويكتور هوگو به مناسبت روز جهاني تئاتر و... است.
از ديگر مطالب اين شماره مي‌توان به پيام ميخائيل مه‌شك به مناسبت روز جهاني تئاتر عروسكي، گزارشي از همايش علمي، پژوهشي و ملي نقد تئاتر، متن سخنراني همايون علي‌آبادي در همايش نقد تئاتر و گزارش از آئين‌هاي نمايش نوروزي ايران اشاره كرد.
همچنين گزارش و پژوهش درباره تماشاگران تئاترهاي واشنگتن، توقعات و نظرات تماشاگران تئاتر، گزارش از جايگاه مخاطب در ميان تئاتر پيشگان و نظرات منتقدان خبرنگاران عرصه تئاتر درباره تماشاگران از ديگر مطالب اين شماره هستند.
ساير مطالب شماره جديد نشريه تخصصي تئاتر به قرار زير هستند:
نظرات هنرمندان تئاتر درباره تماشاگر، گيشه و دولت، احترام به تماشاگر، دباره تماشاگر، نقد نمايش”حقيقت دارد كه تو را در خواب بوسيده‌ام”، نقد نمايش‌هاي”عادل‌ها”، ”آب مرا قصه كرد”، ”روزهايي كه به يادت گذشت”، ”كابوس سرخ”، ”در سايه سار سوگ سكوت”، ”ملكه جنيان”، ”سلمان(ع)”، ”خداوند يحيي را در جليل مي‌خواند”، ”محال هم ممكن است” و مطالب ديگري چون درنگي بر رويكرد اجتماعي، فرهنگي تئاتر، بازي در فضا، زبان‌هاي غير فارسي در نمايش، شگفتي‌هاي موجود در آثار نورپردازان، رويدادهاي تئاتر و نمايشنامه”انگشتر كولي”. در اين شماره از مطالب افرادي چون: مهدي ميرمحمدي، بابك ذاكري، همايون علي‌آبادي، شيرين بزرگمهر، نيما دهقان، مهدي نصيري، محسن حسيني، رضا آشفته، پژمان پروازي، اردلان جنتي، سيما بهشتي، قنبر محسني، رضا سرور، فرح يگانه، مريم فشندي، منوچهر اكبرلو، جمال جعفري‌آثار، آرتميس نيازي و نويد دهقان استفاده شده است.

ميهماني تالار هنر براي كودكان
به مناسبت هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر، تالار هنر يكشنبه ميزبان كودكان و نوجوانان و خانواده‌ها خواهد بود.
به گزارش سايت ايران تئاتر از روابط عمومي تالار هنر، يكشنبه 10 ارديبهشت ماه 85 نمايش‌هاي”آقاي كفاش و خانم همسايه” به كارگرداني امير مشهدي‌عباس و”خاله سوسكه” به كارگرداني مجتبي مهدي در ساعت‌هاي 30/17 و 19 به صورت رايگان اجرا مي‌شود.

برگزاري سراسري مراسم اختتاميه هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر
آئين اختتاميه هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر 16 ارديبهشت ماه برگزار مي‌شود.
به گزارش سايت ايران تئاتر، آئين اختتاميه هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر در هر استان به طور مجزا همزمان با تهران برگزار شده و فعالان و پيشكسوتان تئاتر هر استان مورد تجليل قرار مي‌گيرند.
اختتاميه هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر در تهران در تالار وحدت برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 20:15  توسط ساسان شکوریان  | 


امیررضا فخری هنرمند عکاس بهبهانی مقیم بندر عباس ، نخستین مجموعه عکس خود را منتشر کرد.

این کتاب که با عنوان «نیم نگاهی  به جزیره قشم و جزایر هرمز ، هنگام و لارک» روانه بازار شده است شامل بیش از ۲۰0 عکس می باشد و در شمارگان ۳000 جلد و در قطع 25 *35 سانتیمتر و به صورت تمام گلاسه رنگی با قیمت شانزده هزار تومان به چاپ رسیده است.

فخری طی 2 سال عکاسی از جزایر خلیج فارس و تنگه هرمز فرهنگ ، سنت و آداب و رسوم منطقه را معرفی نموده است.

 

كتاب نيم نگاهي به جزيره قشم

 

مركز پخش كتاب در شهرستان بهبهان :

موسسه سرزمين رايانه

بهبهان  -  خيابان امام حسين(ع)  -  شماره ۳۳  -  تلفكس:  ۱۱ ۶۶ ۲۲۲ - ۰۶۷۱   -    ساسان شکوریان

 

مركز پخش در بندرعباس:

كانون تبليغاتي پيام شهر

بندر عباس - خيابان شريعتي شمالی (شاه حسینی سابق) - ساختمان پاکدامن - طبقه اول - تلفن: ۵۵ ۶۴ ۲۲۲ - آقای پاکدامن

 

دوستانی که تمایل به خرید کتاب دارند از طریق وبلاگ نیز می توانند کتاب را سفارش دهند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 10:5  توسط ساسان شکوریان  | 


امروز هفتم فروردین ماه مصادف با روز جهانی تئاتر می باشد.

هر چه سعی کردم متن کامل پیام روز جهانی تئاتر امسال که توسط نمایشنامه نویس مکزیکی به نام ویکتور هوگو راسکن باندا با عنوان " پرتو امید " نوشته شده را آماده کنم . متاسفانه این امر میسر نشد. ولی در اولین فرصت متن کامل را در وبلاگ قرار می دهم. اما در حال حاضر خبر آن را از خبرگزاری مهر گرفته ام و در اختیار دوستان عزیز قرار می دهم.

امید که سالی همراه با موفقیت برای جامعه تئاتری باشد.

ویکتور هوگو مکزیکی برای "روز جهانی تئاتر" پیام داد.

یک نمایشنامه‌نویس مکزیکی در پیام "روز جهانی تئاتر" سال 2006، تئاتر را هنری خطاب کرد که در طول بیست قرن گذشته شعله‌های آن همواره در چهار گوشه دنیا برافروخته بوده است.

به گزارش خبرگزاری "مهر"، در بخشی از پیام ویکتور هوگو راسکن باندا مکزیکی با عنوان "پرتو امید" به مناسبت بیست و هفتم مارس "روز جهانی تئاتر" آمده است: "هر روز را باید روز جهانی تئاتر دانست، چرا که در 20 قرن اخیر، شعله تئاتر همواره در گوشه و کنار دنیا برافروخته بوده است. تئاتر هماره در معرض تهدید خاموشی بوده، به ویژه با ظهور سینما، تلویزیون و حالا دیگر رسانه‌های دیجیتال. تکنولوژی بر صحنه تئاتر تاخت و ابعاد انسانی را از بین برد و تلاش شد تئاتری پلاستیکی به وجود آید؛ نوعی نقاشی متحرک که جانشین واژه و گفتار شد. نمایش‌ها بدون دیالوگ روی صحنه رفتند، بدون نور و بدون بازیگر و تنها با استفاده از عروسک‌هایی که جلوه‌های متعدد بصری به وجودشان آورده بودند."

نمایشنامه‌نویس مکزیکی در ادامه پیام خود به مناسبت روز جهانی تئاتر سال 2006 آورده است: "تکنولوژی تلاش کرد تئاتر را تبدیل به نمایشی دارای چارچوب و بازار مکاره‌ای کم‌اهمیت کند. اما حالا ما شاهد بازگشت بازیگران به مقابل تماشاگران هستیم. امروز ما شاهد بازگشت کلمات به روی صحنه هستیم."

ویکتور هوگو پیام خود را به مناسبت روز جهانی تئاتر در سال 2006 با این عبارت‌ها به پایان رسانده است: "باید تئاتر را تجربه کنیم تا بدانیم چه بر ما می‌گذرد، تا درد و رنجی را که اطرافمان را فراگرفته انتقال دهیم، تا پرتوی از امید را در هیاهوی آشفتگی و کابوس زندگی روزانه‌مان بچشیم. زنده باد مشارکت‌کنندگان در آئین تئاتر! زنده باد تئاتر!"

"روز جهانی تئاتر" در سال 1961 با مشارکت انستیتو بین‌المللی تئاتر شکل گرفت و هر سال در روز 27 مارس (هفتم فروردین) از سوی مراکز ITI ملی و جامعه جهانی تئاتر مراسمی در بزرگداشت آن برگزار می‌شود. نخستین پیام روز جهانی تئاتر را ژان کوکتو در سال 1962 و دومین آن را آرتور میلر در سال 1963 دادند. از جمله دیگر پیام‌دهندگان روز جهانی تئاتر می‌توان به بزرگانی چون لارنس اولیویه، لوکینو ویسکونتی،‌ یوجین یونسکو، پیتر بروک، واتسلاو هاول، فدریکو مایور و ... اشاره کرد.

همچنین مراسم روز جهاني تئاتر درسال 85 از 4 تا 9 ارديبهشت ماه در تهران و شهرستان‌ها به صورت همزمان برگزار خواهد شد. روز جهاني تئاتر درسال 85 به صورت مشترك و با همكاي خانه تئاتر، حوزه هنري، سازمان فرهنگي -هنري شهرداري تهران، سازمان صدا و سيما،كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، دانشگاه تهران و انجمن نمايش از 4 تا 9 ارديبهشت ماه به صورت همزمان درتهران و شهرستان‌ها برگزار شود.
بديهي است سازمان‌ها و نهادهاي يادشده درشكل و محتواي برنامه‌هاي روز جهاني تئاتر مستقل بوده اما در نهايت مراسم اختتاميه‌اي مشترك خواهند داشت.


+ نوشته شده در  دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 12:35  توسط ساسان شکوریان  | 


ادوارد آلبي    ادوارد آلبی ، نمایشنامه نویس معاصر آمریکایی، در سال 1928 میلادی چشم بر جهان گشود.او که در مدرسه شاگردی بازی گوش بود چندین بار از مدرسه اخراج گردید و در سال 1958 اولین نمایشنامه ی جدی خود را به نام داستان باغ وحش نوشت و تا به حال موفق به دریافت سه جایزه پولیتزر شده است.معروف ترین اثر وی چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ ( 1962) نام دارد و بسیاری سبک نمایش های او را بین رئالیسم و سورئالیسم می دانند ، آثارش را هم ردیف آثار نمایشنامه نویسان اروپایی چون ژان ژنه و ساموئل بکت قرار می دهند و او را پیش رو مکتب پوچ گرایی در آمریکا می شناسند.وی از سال 1989 تا 2003 در دانشگاه هوستون تدریس کرده و عمرش را در راه رشد و توسعه آموزش تئاتر در آمریکا سپری کرده است.او آثارش را تلاشی می داند در راستای مبارزه علیه چیرگی ارزش های ساختگی بر ارزش های واقعی جامعه و محکومیت خودستایی و خشونت و پوچی ، و ایستادگی دربرابر  فراز و نشیب های زندگی.

وقتی نمایشی به روی صحنه می آید و توسط بازیگران اجرا می شود ،هویتی مستقل پیدا می کند و به سختی می توان گفت همان چیزیست که منظور نویسنده ی نمایشنامه بوده است. اجرا تنها تفسیر خاصی از نمایشنامه را ارائه می دهد و برداشت ما از نمایش نیز خود تفسیر دیگریست و در واقع ما بطور غیر مستقیم و با دو واسطه با متن اصلی ارتباط برقرار می کنیم و ممکن است با منظور اصلی نویسنده فاصله چشم گیری گرفته باشیم.البته خواندن نمایشنامه نیز  تفسیر شخصی ما از متن است اما در این حالت تعداد واسطه ها کاهش می یابد و از میزان تاثیر عوامل خارجی بر برداشت ما از نمایشنامه کاسته می شود. 

گاه اجرایی ، نمایش را بهتر یا بدتر از آن چه که هست نشان می دهد.وقتی داور مسابقه ی نمایشنامه نویسی هستم به داوران توصیه می کنم متن نمایشنامه ها را بخوانند و اگر اجرا را دیده باشند تاکید بیشتری خواهم کرد.اغلب اوقات متن نمایش را بسیار بهتر از اجرای آن یافته ام  یا متوجه شده ام کارگردان ، نمایشی را بهتر از آن چه نوشته شده به اجرا در آورده است.امروزه مشکل تئاتر بیشتر شده و به اشتباه تصور می شود که اجرا ، خود آفرینشی دوباره است حال آن که به نظر من اجرای صحیح آنست که تاثیر عوامل خارجی چون  بازی بازیگران و کارگردانی و طراحی و حتا متن نمایشنامه به صفر برسد تا با نیت واقعی نویسنده روبرو شویم.کارگردان بی آنکه نظر نویسنده را جویا شود متن را اضافه و کم می کند ، تغییر می دهد و برداشت شخصی خود را به اجرا در می آورد.

روزی با رهبر ارکستری صحبت می کردم. قرار بود قطعه ای را با گروهش اجرا کند . من اتفاقا آهنگ ساز آن قطعه را می شناختم و او را تحسین می کردم و مشتاق بودم زودتر از اجرا آن را بشنوم.رهبر ارکستر نت قطعه را به من داد و گفت که چرا آن را در ذهنم نمی خوانم؟من موسیقی نمی دانستم و نمی توانستم آن را بخوانم اما اگر باموسیقی آشنا بودم ، به راحتی می توانستم پیش از اجرا آن را در ذهنم اجرا کنم و نگران این هم نباشم که اجرای نوازندگان خوب خواهد بود  یا نه ، بلکه خود قطعه را بی تاثیر از عوامل خارجی و کیفیت اجرا می شنیدم.شباهت زیادی بین این موضوع و خواندن نمایشنامه وجود دارد.وقتی کسی نمایشی را می خواند می تواند آن را همان طور که نویسنده دیده و برداشت کرده است بدون دخالت عوامل صحنه و کاگردان ببیند و در ذهنش اجرا کند و در حقیقت با اجرایی دست اول و واقعی روبرو شود.وقتی رمانی می خوانید و نویسنده غروب آفتابی را توصیف می کند ، شما فقط کلمات را نمی خوانید بلکه آنچه را کلمات به تصویر می کشند می بینید و اگر نویسنده گفتگویی را نوشته باشد ، شما هنگام خواندن  گفتگو آن را می شنوید.روند اجرای نمایش در ذهن نیز به همین ترتیب صورت می گیرد. به راحتی می توان نمایشنامه ای را همچون رمان در ذهن اجرا کرد.پیش از آنکه نمایشنامه هایم به اجرا دربیاید شکسپیر و چخوف می خواندم و وقتی اجرای آن ها را می دیدم  با چیز متفاوتی روبرو می شدم که با نمایشنامه اصلی متمایز بود.

هر چه بیشتر نمایشنامه خوانده ام مهارتم برای اجرای ذهنی آن ها بیشتر شده است و بیشتر ایمان آورده ام که هیچ اجرایی ، نمایشنامه خوبی را بهتر از آن چه که هست به تصویر نخواهد کشید و همیشه عواملی چون ناآشنایی بازیگر با متن اصلی و تفسیر ما از نمایش در جایگاه مخاطب ، تاثیر بسزایی در اجرا می گذارند و فاصله آن را با متن اصلی نمایشنامه بیشتر می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 فروردین1385ساعت 9:59  توسط ساسان شکوریان  |