تبليغاتX
صحنه به صحنه
.

       مارس هر سال براي خانواده تئاتر در جهان، رنگ و بوي ديگري دارد. اين روز كه در ايران، مصادف با هفتم فروردين ماه و تعطيلات نوروزي است، توسط سازمان جهاني يونسكو به عنوان روز جهاني تئاتر نام‌گذاري شده است. همه ساله در اين روز، پيامي ويژه از سوي يكي از شخصيت‌ها و بزرگان تئاتر جهان خطاب به خانواده تئاتر داده مي‌شود كه از اهميت فوق‌العاده‌اي هم برخوردار است.
در ايران، اهالي تئاتر ترجيح مي‌دهند مراسم روز جهاني تئاتر را پس از تعطيلات نوروز برگزار كنند. همين موضوع، باعث شد مسئله‌اي بسيار مهم كه در 27 مارس امسال رخ داد، مسكوت بماند و اهل فن، كمتر به آن بپردازند؛ پيام روز جهاني تئاتر امسال توسط امير شارجه قرائت شد!
هرچند با نگاهي به كارنامه امير شارجه، سلطان بن محمد القاسمي، مي‌توان وي را انساني فرهيخته برشمرد، ولي سؤال اين است كه ملاك سازمان جهاني يونسكو براي برگزيدن فردي كه پيام روز جهاني تئاتر را بدهد، تنها همين است؟!
دكتر سلطان بن محمد القاسمي، امير شارجه و استاد دانشگاه است و دو مدرك دكتري با گرايش تاريخ و جغرافياي سياسي خليج فارس و يك دكتري افتخاري از مؤسسه مطالعاتي آفريقا دارد. مقايسه وي با نام‌هاي نامداراني چون «اورژن يونسكو»، «ادوارد آلبي»، «پيتر بروك»، «پابلو نرودا»، «ژان كوكتو»، «آرين منوشكين»، «آرتور ميلر» و حتي «گيريش كارناد» يا «فتحيه العسال»‌، دليل لحن اعترض‌آميز اين نوشته است.
در مرور اسامي نام كه از سال 1962 تا به امروز، پيام‌هاي روز جهاني تئاتر را داده‌اند، مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ملاك سازمان يونسكو يا شهرت، اعتبار و دانش شخص پيام‌دهنده در عرصه تئاتر و تأثيرگذاري او بر هنر تئاتر در سطح جهاني است. اگر كلام مجيد سرسنگي، نماينده مؤسسه بين‌المللي تئاتر يونسكو در ايران، مبني بر خدمات فرهنگي امير شارجه در سال‌هاي اخير و همچنين پايه‌گذاري جايزه سالانه فعاليت‌هاي تئاتري در دنياي عرب توسط وي را دليل و توجيه يونسكو براي انتخاب وي قلمداد كنيم، باز هم به نتيجه درست و منطقي نخواهيم رسيد.
به نظر مي‌رسد يونسكو هم مانند مؤسساتي چون «نشنال جئوگرافيك» در حال افتادن در دام زرق و برق دلارهاي كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس است. در حالي كه اين كشورها سعي دارند به زور پول نفت براي خود فرهنگ بسازند و هويت ايجاد كنند، يونسكو هم تصميم مي‌گيرد پيام روز جهاني تئاتر را اميري در كشوري كوچك در حاشيه خليج فارس قرائت كند!
ناگفته پيداست فعاليت‌هاي كشورهاي عرب منطقه در راستاي تمدن‌سازي براي خود و تصاحب جلوه‌هايي از تمدن، به ويژه تمدن ايراني، در سال‌هاي اخير شدت گرفته است. تلاش براي تغيير نام «خليج فارس» به «خليج عربي»، دست گذاشتن روي جزاير سه‌گانه ايراني و ... شاهدي بر اين مدعاست. پس تعجبي ندارد كه يونسكو به جاي كشورهايي چون ايران، عراق و سوريه كه تمدن‌هايي چندهزارساله دارند و حتي سابقه حضور تئاتر در آنها، ده سال بيش از كشوري چون امارات است، امير شارجه را براي دادن پيام روز جهاني تئاتر انتخاب كند.
به نظر مي‌رسد پس از هنرهايي چون سينما كه سال‌هاست به بهانه صنعتي بودن به پيشبرد اهداف سياسي و ملي كشورها اختصاص يافته است، تئاتر هم در خدمت اهداف ملي و سياسي برخي از كشورها درآمده كه هويت‌سازي براي اعراب، يكي از آن موارد است. اگر امير شارجه در ابتداي پيام خود، از خاطرات دوران كودكي و جواني خود در حيطه تئاتر صحبت مي‌كند، تنها و تنها مي‌خواهد تاريخچه موجود اين هنر در كشورش را عقب ببرد و به رخ بكشد. او طوري از تئاتر، كاركرد سياسي آن و محدوديت آن از سوي مسئولان كشورش در سال‌هاي گذشته سخن مي‌گويد كه انسان به ياد حضور مؤثر تئاتر در انقلاب 1986 آلمان مي‌افتد.
محمد القاسمي در اين پيام از تئاتر كشورش چنان هيبتي مي‌سازد، گويي امارات عربي متحده از سرمدان تئاتر در جهان بوده و تئاتر به طور نهادينه در آن از قرن‌ها پيش وجود داشته است.
با تمامي اين احوال، بر او خرده‌اي نيست كه پيام روز جهاني تئاتر را صادر كرده كه اگر هر انسان فرهنگي ديگري نيز بود، براي ماندگاري نام خود و ارتقاي مقام هنري كشورش، اين كار را با جان و دل انجام مي‌داد، اما مي‌توان به سازمان جهاني يونسكو اعتراض كرد كه چطور امير شارجه وارد فهرست اشخاصي مي‌شود كه همگي از نامداران عرصه فرهنگي و تئاتر هستند و در نهايت مي‌توانيم بر خودمان خرده بگيريم كه چرا با اين پيشينه فرهنگي، تمدن چند هزار ساله و تاريخ غني نمايش، هنوز در سطح كشوري چون امارات هم قرار نگرفته‌ايم تا پيام روز جهاني تئاتر را بدهيم.

+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 10:34  توسط ساسان شکوریان  |